نمونه هایی از شعر های نژادپرستانه فارسی   

در اینجا فقط شعرهای نژادپرستانه علیه یکی از قومیت های متعلق به ملت ترک به صورت مستند آورده می شود.البته شورای انقلاب فرهنگی بایستی در کنارتبدیل هلیکوپتر به چرخبال اشعار نژادپرستانه موجود در زبان فارسی را نیز حذف می کرد یا دیوانهای مروج نژادپرستی را اجازه چاپ نمی داد .یا آنچه را که ملل غیر فارس بویژه ترک‌ها از آن به عنوان "غیرت " یاد می کنند  (در دفاع از هویت  ناموس  زبان و  )آن را اجازه نمی‌داد به عنوان قومیت گرایی  پان ترکیسم  پان عربیسم  قومیت گرایی کرد   تجزیه طلبی   و...خطاب کنند.

حال مستندات موجود نژادپرستی در اشعار فارسی  علیه هویت  ترک های خلج  که بر خلاف نوشته های تاریخ و اسناد موجود بسیاری از آنان دچار غفلت  و سیاست همسان سازی  یا آسیمیلاسیون نژادی شده اند به شرح ذیل است:

در گذشته، ترک های خلج به‌ کثرت جمعیت و خوب‌رویی در میان مردم ایران معروف بوده‌اند؛ به نحوی که شعرای پارسی‌گوی بارها در اشعار خود از خلج، خلخ و امثال آن (هم به معنی قوم خلج و محل سکونت آنان)‌ یاد کرده‌اند اگرچه برخی از شعرا خواستار نابودی و انتقام از ترکان خلج به دلیل انتقام  از پیروزی پدران و اجداد  ترکان (خلج ها )در جنگ   بوده اند از جمله:

فردوسی( بر خلاف بیشتر شعرا که ار ترکان خلج به نیکی یاد می کنند  فردوسی و مسعود سعد سلمان نژادپرستی و نابودی و کشتارآنهارا توصیه کرده ، البته فردوسی در اشعار دیگر خود نیز دچار نژادپرستی شده و عرب‌ها را سوسمار خور و ترک ها را شیطان بزرگ نامیده است غافل از اینکه بر اساس اسناد معتبر تاریخی از میان چهار موجود اولیه یعنی آدم و حوا و شیطان و مار (که شیطان را در دهان خود قایم کرد و به شیطان کمک کرد تا حوا را فریب دهد) پس از هبوط آدم و حوا به هند و مکه رفتند و شیطان منطقه مرزی ایران و عراق را انتخاب کرد  و کمک کننده به شیطان یعنی مار   اصفهان  را محل سکونت انتخاب نمود.منبع : تورات و انجیل و اولین و معتبرترین کتاب تاریخ فارسی و ایرانی   یعنی  تاریخ بلعمی صفحه ٣٨-١٣٧ .

بفرمود و گفت ای گو رزم‌ساز   یکی بر پی شاه توران بتاز
به ایتاش و خلّج‌ستان برگذر   بکش هرکه یابی به کین پدر
سپه را بدان رزمگه بر بماند   خود و مهتران سوی خلّج براند
سپه را به مرگ آمد اکنون نیاز   ز خلّج پر از درد شد تا طراز
برآورد میلی ز سنگ و ز گج   که کس را به ایران ز ترک و خلج
نباشد گذر جز به فرمان شاه   همان نیز جیحون میانجی به راه
نشسته همه خلّخ و سرکشان   همی سرفرازان و گردن‌کشان
چو ارجاسب آمد ز خلّخ به بلخ   همه زندگانی شد از رنج تلخ

خواجوی کرمانی

خسرو انجم به گه بام برآمد   یا مه خلّخ به بر بام برآمد

 

سعدی

این چه بویی است که از ساحت خلّخ بدمید   وین چه بادی است که از جانب یغما برخاست

 

فرخی سیستانی

میان مجلس شادی می‌روشن ستان دایم   گه از دست بت خلّخ گه از دست بت یغما

 


قاضی حمیدالدین‌ عمربن‌محمود در مقامات حمیدی

طراز و خلّج اگر چند خرم است و خوش است   مرا مقام در این خاک طبع‌ساز به است

 

نظامی‌گنجوی

ز مویی به عاشق دهم طوق و تاج   به بویی ز خلّج ستانم خراج

امیر خسرو دهلوی

سروی چو تو در خلّخ و نوشاد نباشد   این نازکی اندر گل و شمشاد نباشد

 

امیرمعزی

آراسته سپاهت و افروخته مصافت   از دلبران خلخ وز نیکوان یغما
ور بود در خلّخ و یغما چنو ترکی دگر   قبله عشاق گیتی خلّخ و یغما بود
ای شاه غلامان تو دارند به اقطاع   چین و ختن و کاشغر و خلّخ و یغما

 

حافظ

گوی خوبی‌ بردی‌از خوبان‌ خلّخ شادباش   جام‌ کیخسرو طلب کافراسیاب انداختی

 

فروغی بسطامی

تا فروغی رخ آن ترک ختایی دیدم   فارغ از خلّخ و آسوده ز کشمیر شدم

 

مسعود سعد سلمان

آرایش سپاه تو چون برکشند صف   زین سرکشان خلّخ و چاچ و تتار باد

 

نورالدّین عبدالرّحمن بن احمد جامی

هر لحظه نمایی به لباس دگرم رخ   گاه از بت فرخار و گه از لعبت خلّخ

لینک
۱۳۸٩/٦/۱۸ - خ.قره داغی

   تاکید بر انحصار زبان انحراف دادن ماهیت نظام اسلامی به سمت باستان گرایی است.   

مستنداتی در مورد ریشه های انحراف در ایران و تاریخ قبل از اسلام
باستان گرایی یا فارسی گرایی انحصاری در ایران
 قدیمی ترین مستندات تاریخی انحراف به سمت فارسی گرایی افراطی در ایران:
١-برخلاف قرآن کریم که حضرت آدم را اولین مخلوق و ریشه انسان ها می نامد  فارسی گرایان باستان معتقدند اول کیومرث بود و سپس حضرت آدم .ص87 -88-89تاریخ بلعمی معتبر ترینو اولین تاریخ به زبان فارسی در ایران .

٢-برخلاف ادعاهای فارسی گرایان در مورد اصالت و برتری نژادی در مقایسه با سایر اقوام : در کتب تورات و انجیل و نیز تاریخ بلعمی (معتبرتاریخ تارخ ایران و اسلام )آمده است :از میان چهار موجود اول جهان یعنی آدم و حوا و شیطان و مار  - مار که به شیطان جهت فریب آدم و حوا کمک کرده بود  به اصفهان آمد.ص 137-138 تاریخ بلعمی  انتشارات هرمس.
٣- برخلاف افتخار فارسی گرایان به ایران قبل از اسلام- در تورات و انجیل و تاریخ بلعمی  ریشه اولین ازدواج با محارم به هوشنگ فرزند کیومرث در منطقه دماوند نسبت داده شده است (تاریخ طبری ج1 ص 154: ولدت لکیومرث ابنه مشا’ و تزوج مشا اخته میشان ) بلعمی ص 163 پاورقی. (تعداد زیادی از مورخین  باستانی فارسی گرا کیومرث را برادر قینان ابن انوش ابن شیث ابن آدم محسوب کرده اندو فرزند او یعنی هوشنگ را مهلابیل ابن قنیان ابن انوش ابن شیث ابن آدم دانسته اندص 162-3  تاریخ بلعمی .و این دو روایت مهم از فارسی گرایان باستان نقل شده  است .در صورتی که در جهان هیچ روایت دیگری در مورد سابقه قبلی ازدواج با محارم تا این مقطع و حتی تا قرن ها بعد از آن یعنی تا دوران یکی از فرزندان ادریس (اخنوخ)ابن یرد ابن مهلابیل ابن قنیان ابن انوش ابن شیث ابن آدم وجود ندارد  (و این رفتار در تورات و انجیل به عنوان یک انحراف اخلاقی - رفتاری ذکر شده است تاریخ بلعمی ص 160.)چون تاریخچه نقل شده  از تورات و انجیل و تاریخ طبری و بلعمی و... برای قنیان و مهلابیل حدود 3000 تا 3500 سال پس از پیدایش آدم  است. و پس از این تاریخ (اولین انحراف در زمینه ازدواج با محارم ) دوران یرد و سپس اخنوخ (ادریس) و  متوشلخ و سپس دوران حضرت نوح فرا می رسد.ص 159 تا 162 تاریخ بلعمی.

لینک
۱۳۸٩/٦/۱۸ - خ.قره داغی

   روش شناخت مدعیان دروغین هواداری از ولایت فقیه در میان فارسی گرایان   

برخی از نخبه نمایان فارسی گرا هرگاه کوچکترین مشکلی به دلیل هویت طلبی و حقوق زبانی  اقوام و ملل غیر فارسی زبان در گوشه ای از کشور اتفاق افتد  سریع  از تهدیدات قومی - تجزیه طلبی - پان ترکیسم -پان کردیسم - پان عربیسم و یا تجزیه طلبان و...دم می زنند و ادعا می کنند کشود به هم ریخت ولی وقتی مقام معظم رهبری از ضرورت طراحی مهندسی فرهنگی صحبت می کنند  دریغ از اینکه در کشور زبان های دیگری غیر از فارسی هست که نیاز به توجه دارند و در غیر این صورت مشکلاتی ایجاد خواهد شد.

همین افراد اگر کسی از مکتب ایرانی  یا مکتب فارسی  یا از ایرانیت در قبال اسلامیت  و یا از ضرورت توجه بیشتر به نمادهای ملی گرایی صحبت نماید حتی اگر تعداد زیادی از علما نیز حساسیت نشان دهند  در سکوت کامل هستند  حتی اگر ولی فقیه  نظر مخالفش را اعلام نماید باز هم سکوت می کنند

در واقع سنسورهای آقایان فقط زمانی فعال است که منافع خودشان لحاظ شود.؟؟!!

لینک
۱۳۸٩/٦/٥ - خ.قره داغی

   ایرانیت در قبال اسلامیت وسپس زبان فارسی در قبال تنوع هویتی= مخالفت با ولایت   

ایرانیت در قبال اسلامیت   وسپس زبان فارسی در قبال  تنوع هویتی :
حدیثی از معصومین داریم  مبنی بر اینکه "در تلاطم ایام مردان شناخته می شوند"  ملاک ولایی بودن و هواداری از ولایت فقیه این نیست که فقط همسویی در منافع وجود داشته باشند برخی از  نخبگان  فارسی زبان در میان دو جناح چپ و راست و در زمان حزب جمهوری اسلامی به دو دلیل از کشتی ولایت فقیه جدا شدند :1- وقتی جمهوریت را در قبال اسلامیت مطرح کردند 2- وقتی ایران برای  اسلام یا اسلام برای ایران مطرح شد که اینک مکتب ایرانی  یا مکتب فارس  یا جمهوری ایرانی مطرح می شود .3- تحول سوم برای پالایش طرفداران واقعی ولایت فقیه از دروغین زمانی اتفاق خواهد افتاد که طرحی برای  رسمیت دادن به آموزش کتبی  زبان های ملل غیر فارس با استفاده از بودجه دولتی و نفت  حداقل در چند واحد درسی و یا به صورت کامل مطرح شود . فعلا برخی تحت عنوان دفاع از ثبات کشور  با زیرکی تلاش کرده اند اینگونه فعالیت ها را با برچسب های تجزیه طلبی  مورد حمله قرار دهند که اگر خواسته های هویتی و زبانی در قالب دینی و مذهبی و تنوع ایرانی مطرح شود و افکار شهید مطهری در مورد اینکه زبان فارسی جزو هویت اسلامی نیست مورد استناد قرار گیرد ناسیونالیست های پنهان شده فارسی گرا در پشت ساختار ظاهری نظام اسلامی  افشا خواهند شد .و اینک نیز تمام کسانی که با حمله پیشدستانه به ملل غیر فارس و زبان هویت آنها سیگنال های جدایی شان را از خط ولایت نشان می دهند ولی برای شناخت آنها بصیرت لازم است .البته ناشی گری های برخی از نخبگان داخلی ملل غیر فارس در نحوه دفاع از هویت و زبان خود  و عدم شناخت کافی کشورهای هم زبان آنها به ادبیات نخبه گان اسلامی نمای فارسی زبان  (ناسیونالیست های اسلامی نما)   مشکل را دوچندان می کند  یعنی آنها بجای اثبات برادری و سپس هویت خواهی  نباید با زبان و ادبیات مخالفت با نظام اسلامی صحبت کرده و بهانه انتقام به اسلامی نمایان ناسیونالیست فارسی گرا را بدهند. چرا که مشکل اصلی نه در ماهیت نظام بلکه چهره های انبوه ناسیونالیست های اسلامی نما درمیان نخبگان فارسی زبان (قوم گرایان اکثریت ) می باشد که امید است انقلاب اسلامی آنان را پالایش نماید.البته غیبت نخبگان مذهبی ملل غیر فارس در احیای هویت زبانی نیز مشکل را مضاعف می نماید.

لینک
۱۳۸٩/٦/۳ - خ.قره داغی

   "مکتب ایرانی " در قبال "مکتب اسلامی " و حقوق همیشه پایمال شده اقوام   

 

(این مطلب به صورت کامنت و نظر  به وبلاگ اینجانب ارسال شده است قضاوت را به خوانندگان محترم می سپاریم )

"مکتب ایرانی " در قبال "مکتب اسلامی " و  حقوق همیشه پایمال شده اقوام :??!!persian racism ??!!when they say:  the real nature of Iran and of Islam is the Iranian school .

با سلام

دوست عزیز  چیزی که شما سالها پیش در مورد وجود باستان گرایان در نظام اسلامی در میان جناح های چپ و راست ادعا کرده بودید امروزه با صحبت ها و دفاعی که از مکتب ایرانی  انجام می شود بر خیلی از مردم ایران ثابت شد .حتی شما به ایرادات مکتب فارسی که قبلا آقای و... در تلویزیون بیان کرده بود اشاره نموده بودید .یا از میتولوجیسم یعنی کسانی که می خواهند ایران را محتوا و اسلام را ظرف و ابزاری برای آن بدانند صحبتب به عمل آورده اید.
واقعیت این است که حتی برخی  افرادی که تئوری مکتب ایرانی (فارسی ) را مورد انتقاد قرار داده اند انتقاد شان از بغض معاویه است نه به دلیل عدم اعتقاد به مکتب ایرانی در قبال مکتب اسلام . برای مثال  رصد نظرات برخی از آنها از جمله  آقایان ت...  - م ...  -ح...- ف...  مبین آن است که  یا نگران هوشیاری قومیت های ایرانی هستند یا نگران سوئ استفاده بیگانگان  می باشند و همین موارد را مبنای انتقاد خود از نظریه  مکتب ایرانی قرار داده اند  والا  فارسی گرایی آرام بدون برانگیختن و بیدار کردن قومیت ها  نسبت به هویت شان قبلا سیاست  پنهانی تعداد زیادی از فارسی گرایان  در پوشش نظام اسلامی بوده است .همین که فرد یا افرادی جرات می کردند  کوروش و خشایار شاه فاسد را تایید و تمجید نمایند ؟! در حالی که بنیانگذار انقلاب اسلامی ویران کننده تخت هخامنشی را در صفحه ٣٣ کتاب کشف الاسرار  همانند بیشتر نویسندگان جهان حکیم می نامد.(  یا از فردوسی  که متاسفانه مصداق دشمنان و بیگانگان را در همسایگان مسلمان دیده  و فردوسی گرایی تمجید و افراد نژادپرستی مانند میر جلال الدین کزازی  یا  فریدون جنیدی یعنی دوستان داریوش همایون طراح اتحاد هوشمند علیه روحانیت و قومیت های غیر فارس   را به بهانه فردوسی شناسی از آمریکا  به ایران دعوت می نمایند و متاسفانه برخی وزرا و نظامیان نا آگاه یا فریب خورده  و غافل از اصول اسلامی بر این همایش ها مهر تایید نهادند و مقدمه ای شد تا امثال حجه الاسلام  محمود جهانگیرزاده در مقاله ای برای تقویت مکتب ایرانی  بهره برداری از نظریات صهیونیسم را برای ابزار کردن دین در راستای خدمت به زبان فارسی پیشنهاد می نماید و حجه الاسلام رسول جعفریان  همکار وی در سایت تابناک   ادعا می کند ناسیونالیسم ایرانی (فارسی ) مهربان تر است .و سپس ضد انقلاب فراری نژادپرست مخالف بنیانگذار انقلاب اسلامی به نام فرهاد عرفانی  در تابناک  به نفع ناسیونالیسم فارسی و علیه اقوام غیر فارس  و همزمان علیه پیدایش انقلاب اسلامی در سوئد مقاله می نویسد ....و در عین حال در داخل کشور اسلامی بعد از ده ها تظاهرات و صدها درخواست نخبگان ملل غیر فارسی زبان برای تدریس کامل زبان و ادبیات آنها در دانشگاه با نیرنگ های مختلف بی اعتنایی (اهانت روشنفکر مآبانه) می نمایند در واقع به مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی عمل می کنند اما آنها نگرانند که جرات و شفافیت آقای م  در تبیین مکتب ایرانی   ممکن است موجب بیداری قومیت ها و ملل غیر فارسی زبان باشد و ممکن است آنها پیش شرط اتحاد را رعایت کامل حقوق و مطالبات زبانی ملل و قومیت های اقلیت در کنار قومیت اکثریت فارس پیگیری نمایند  و به همین جهت احساس می کنند آقای م ناشیانه سیاست  پنهانی مکتب ایرانی را افشا کرده است که ضرورتی بر افشای آن و بیداری برخی علمای خوابیده و یا خود را به خواب زده  و نیز نخبگان ملل غیر فارس با ارایه  اینگونه  صحبت های ناشیانه نبوده است  و بهتر بود با عنوان در قالب اسلام   کما فی السابق   مکتب ایرانی را در عمل  محقق می ساختند نه در لفظ .

لینک
۱۳۸٩/٥/٢۱ - خ.قره داغی

   جریان اتحاد هوشمند وابسته به کهنه پرستان فارسی گرا در میان حاکمیت و اپوزیسیون   

جریان اتحاد هوشمند وابسته به کهنه پرستان فارسی گرا در میان حاکمیت و اپوزیسیون  دین  هویت  و آزادی ملل غیر فارسی زبان را هدف گرفته اند.

کهنه پرستان فارسی گرا (باستان گرایان که به جای تکیه بر احادیث معصومین و اندرزهای شعرایی مثل حافظ سعدی و شهریار و اندیشمندانی چون ابوریحان بیرونی و جلال آل احمد و شهید مطهری و...  بر فردوسی - باستان گرایی  - زبان فارسی همچون محوری برای نژادگرایی و انحصار نژادی تاکید می کنند )چه در میان اپوزیسیون  خارجی نظام ج.اسلامی بویپه گروه داریوش همایون   و یا درون جناح‌های سیاسی (اعم از اصول گرا یا اصلاح‌طلب و. که در خارج بویژه از نظر شورای روابط خارجی آمریکا به پراگماتیست ها یا میتولوجیست ها  معروفند) دین ، آزادی  وهویت ملل شمال و جنوب و غرب و شرق ایران را هدف قرار داده اند . آنها با اتحاد هوشمند  حول زبان فارسی دین را ابزاری برای  نژادپرستی  بهره برداری می نمایند  و امروزه بر روشنفکران ملل ایران واجب است آنها را افشا نمایند. از ویژگی های عمومی آنها دفاع از کوروش  ، خشایار شاه ، فردوسی ، افراط در دفاع از زبان فارسی ، اتهام قوم گرایی به هویت های غیر از زبان فارسی ، و فعالیت های پنهانی برای منزوی کردن آزاداندیشان و هویت طلبان اسلام گرا  و میدان ندادن به آنها می باشد.

لینک
۱۳۸٩/٢/٢٤ - خ.قره داغی

   خطرات غیبت مذهبیون هویت طلب در عرصه جامعه اسلامی بر نابودی هویت زبانی   

خطرات غیبت مذهبیون هویت طلب ملل غیر فارسی زبان  در جامعه بر نابودی هویت زبانی و فرهنگ و فولکلور آن ها :

در غیاب مذهبیون هویت طلب ترک و سایر اقوام و ملل ایرانی   کهنه پرستان باستان گرا  و ملی گرایان فارس در لباس اسلام و مذهب نیز با سایر ملل مسلمان ایران و نمادهای هویتی آنان مبارزه می کنند  و دلیل مبارزه شان و نتیجه آن   عدم تحقق اصل 15 و 19 قانون اساسی  و بالتبع عدم تحقق خواسته‌های هویتی- زبانی  دوران  30 ساله اخیر   با مشغول کردن مذهبیون هویت طلب به اتهام ها و برچسب های ساختگی تجزیه طلبی و ..است گویا معنی عدم تجزیه طلبی فقط تن دادن به انحصار زبان و نژاد فارسی در ایران است ..
وعده و وعید های هویتی  به اقوامک و ملل غیر فارس در عصر آگاهی ملل  و عصر انفجار اطلاعات غیر ممکن است.
منزوی کردن مذهبیون هویت طلب ترک  در ادارات دولتی از طریق لابیگری پنهانی پان فارسیسم   با ناموس خلقت و شعور ملت تاریخ ساز آذربایجان منافات دارد.
لینک
۱۳۸٩/٢/٢٤ - خ.قره داغی

   سایت نئونازیسم مورد حمایت کهنه پرستان فارسی گرا( در جناح اصول‌گرا و اصلاح طلب   

سایت نئونازیسم که رهبر را  هیتلر ، دین را  دین اهورا مزدا  و  شاعر را فردوسی  و دشمنان ایران (بخوانیم کهنه پرستان فارسی گرا)را عرب و ترک و...معرفی می کند امروزه از کوروش گذر کرده و در صدد است از افسانه  سفر انوش ابن شیث ابن آدم برای تارخ کهنه پرستی فارسی  و باستان گرایی  استفاده ابزاری نموده و در شهر اصفهان تاریخ سازی نماید ؟!

در حالی که آن ها از خواب‌های برخی آقایان برای امام زمان در راستای زبان فارسی سند سازی می کنند  در عین حال از نص صریح قرآن به زبان عربی  و تبلیغ نماینده نواب امام زمان (ع) حضرت قاسم ابن علا  به زبان ترکی آذری  و مامورت وی  در آذربایجان از قزوین تا داغستان ( از قزوین (جبال) تا داغستان نام آذربایجان در احادیث آمده است )  عمدا سکوت می کنند و قبر این فرد مقدس در نزدیکی زنجان را به خرابه‌ای تبدیل کرده اند درصورتی که جستجوی اینترنتی در مورد عظمت این فرد و وابستگی او به امام زمان صدها و هزاران منابع معتبر را نشان می دهد.

لینک
۱۳۸٩/٢/٢٤ - خ.قره داغی

   دیدگاه های جامعه شناس معروف فارسی زبان در مورد پان ترکیسم و پان فارسیسم   

فارسیسم یا پان فارسیسم چاپ

تاریخ : پنجشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1388

مشروطیت، پان فارسیسم و احزاب سیاسی در ایران

پان فارسیسم را می توان پان ایرانیسم تنگ نظرانه دانست که در ایران وجود داشته است... پان ترکیسم یک جور مد روز بین روشنفکران آذری است و فکر نمی کنم جایگاه توده ای داشته باشد.

دکتر همایون کاتوزیان استاد علوم اجتماعی و تاریخ در دانشگاه اکسفورد و منقد ادبی می باشد. آقای کاتوزیان کتابها و مقالات بسیاری در مورد ایران و مسایل سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی آن نوشته است. دکتر کاتوزیان معتقد است که جامعه ایران بر خلاف جوامع اروپایی جامعه ای کوتاه مدت و یا "کلنگی" است که تغییرات در آن بسرعت انجام می گیرد و اثر آن بسیار ناپایدار است.

دکتر کاتوزیان از دلایل "کلنگی" بودن جامعه، عدم وجود قانون و رودرویی دائمی دولت و مردم را نام می برد. فرصتی پیش آمد تا با استاد کاتوزیان در مورد مطالب مختلف از جمله مشروطیت، پان فارسیسم و احزاب سیاسی در ایران گفتگویی داشته باشیم.

واشنگتن پریزم- در کتابتان از پان فارسیسم سخن می گویید ۱. چه تفاوتی بین پان ایرانیسم و پان فارسیسیم قائلید و ریشه های تاریخی پان فارسیسم را از کجا می دانید؟

پان فارسیسم را می توان پان ایرانیسم تنگ نظرانه دانست که در دوره پهلوی وجود داشته است. در کتابهای درسی و نوشته های بسیاری از روشنفکران این دوره نه تنها ترکها و عربها بلکه بقیه اقوام مانند بلوچها، کردها و غیره مورد حمله قرار گرفتند. اندیشه پان فارسیسم فرای نفس قلم عمل می کرد و بیشتر فرمانداران و یا مسئولان مهم دولتی در استانها از تهران فرستاده می شدند.

آیا هم اکنون نیز این پان فارسیسم در ایران جایی دارد؟

البته الان هم فارس زبانان از موقعیت بهتری برخوردارند

 

لینک
۱۳۸٩/٢/۸ - خ.قره داغی

   "پان ترکیسم اسلامی" به چه معناست ؟   

در یکی از نظریه های خوانندگان که خود را هویت طلب مذهبی معرفی کرده ، اصطلاح پان ترکیسم اسلامی را مشاهده کردم .

    معمولااز زاویه نگرش امنیتی هیچ مفهومی دارای یک بعد نمی باشد .و می توان نیمه پر لیوان را در کنار نیمه خالی دید. برخی از افرادی که از این وبلاگ دیدار کرده اند نظریه پان ترکیسم اسلامی را طرح نموده اند و شعار آن را هدف توران رهبر قرآن مطرح نموده‌اند. البته شعار پان ترکیست‌های اسلامی ماورای مرز ایران می تواند چنین باشد ولی ترک های آذری ایران علیرغم اشتراکات زبانی و فرهنگی با آنها تبعا تبعا رهبر قرآن را اولویت می دهند و ترک ایران را به جای توران بیشتر می پسندند ؟به این صورت بهانه از نظریه پردازان شئونیست جهت تجزیه طلب معرفی کردن ترکهای آذری گرفته می شود . نظر شما چیست؟

لینک
۱۳۸٩/٢/٢ - خ.قره داغی
(
خ.قره داغی

) weblogimage